دیگر صدایم برایت نا آشناست

                                         میدانم؛

ای خدا ! خدای من ! مونس جاده های به تاریک رسیده ی من!

خسته ام !

دیگر توانی برایم نیست!

دیگر سکوت جوابم را نمی دهد!

دیگر بهار هم برایم تاریک است!

دیگر تاریکی نعره ی سکوتش را بر من چیره ساخته و من ......!

نمیدانم!

خدایا کمکم کن.......!