صدایم را نمی شنوی...؟

شاید صدایم نمیرسد...!؟

و شاید حرف هایم کوچک اند که نمی بینیشان!؟

شاید سکوت را فریاد میکشم که روی بر میگردانی....

شاید تلخ میگویم

نمیدانم....!!!

شاید اصلا" میشنوی....

آری شاید میشنوی و .....

 

نمیدانم؛

چگونه فکر کنم؟

چگونه نگاه کنم؟

چگونه زندگی کنم؟

چگونه راه برم؟

چگونه بگریم؟

چگونه بگویم ...... دوستت دارم!!!!!

آری؛ دوستت دارم!

اگر صدایم را میشنوی جوابم را بده

نه!؟

سری تکان بده - دستی بلرزان

نه؟!

پلکی بزن

تا بدانم زنده ام  و

دوستت دارم!

 

فریاد میزنم.......

تا بشنوی

اشک میریزم......

تا ببینی

مینویسم..........

تا بخوانی

هنوز هم نمیدانم..... تنهایی را میتوان نوشت؟ میتوان کشید؟

 

تو می شنوی

میبینی

میخوانی

میدانی

پس بدان دوستت دارم

و هو السمیع العلیم...