سگ...!؟

امروز؛

یک روز از دیروز و دو روز از سه روز پیش میگذرد!

نه از دیروز خبری است و نه از سه روز پیش!

تنها؛

من و امروز و سرمای تابستانی این روز ها که دندانهایم را به مثال سگ به لرزه می اندازد!

راستی؛ سگ هم مگر میلرزد؟

/ 7 نظر / 3 بازدید
سلیمی

سلام : از این که سری به ما زدی سپاسگزارم اما فرصت کم بود در کلاس مدت کمی در کنار هم نشستیم حجب و حیا اجازه ی شناخت بیش از این نداد افسوس که افسوس بهایی گران بها ست پرداخت کردیم و گذشتیم باشد تا بعد فرصتی دیگر باقی است همین رفت و امدها را غنیمت بشمریم خوشحال می شم اگه دوباره مدادت از دستت لیز نخوره و همچنان بنویسی

سلیمی

آی ادم ها هم از تو کلک اظهر من المشس اما الباقی همانی است که تو می گویی

ما نسل سومی ها

سلاااااااااام خوفی؟ آپیــــــــــــــــــــــــــــدم بدوووووووووو ب ی ا ا ا ا [گل]

ما نسل سومی ها

بابا تحـــــــــــــــــــول[نیشخند] چقدر خوب شد که این همه تغییر تو وبلاگت داااااااااادی از قالب وبلاگ گرفته تا آهنگش و اکتیـــــــــــــــــو شدنت عااااااااااااااالی شده وبت[مغرور]

ما نسل سومی ها

روزها هر چقدر هم سرد باشن تا وقتی خدا هست نیازی به لرزیدن نیست[گل]

امیر

سلام . ما ادما عادت کردیم حسرت گذشته ها رو بخوریم و از اینده غافل بشیم و حال رو هم از دست بدیم!! سعی کن به جای نگاه به گذشته ازش درس بگیری! در ضمن وبت خیلی خوبه! خواهش میکنم هیچ وقت تعطیلش نکن!!!

امیرحسین

وقتی که میشی دیگه نمیشه کاری کرد در پاسخ به (م)