او هست.....!

بودنش را از صدای پرندگان عاشق حس میکنم، از صدای کوچ باران، از صدای خنده های معصومانه و از صدای ..........

بودنش را از تلاتو خورشید حس میکنم، از نسیم سحر گاه، از رقص لاله ها و از .........

بودنش را حس میکنم چون هست،

هست و با آرامش حضورش مرا به آرامش میرساند .

و او هست هست و خواهد ماند ..................... .

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
سیامک

سلام . کامنت نگذاشتم چون بهتره وقتم رو برای درس خوندن بزارم ! اگر فکر می کنی با کامنت مشکل حل میشه : کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــامنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت موفق باشی !

نرگس گ.

[گل]من به جای سیامک برات کامنت میزارم. [گل] بودنش را چه زیبا حس کردی. او هست و همیشه بوده و خواهد ماند.[گل]

سیامک

سلام . به توصیه نرگس خانوم برات کامنت گذاشتم . در مورد نوشتت : من که قابلی نیستم تا در مورد نوشته هات نظر بدم ، خودتم که همه چیز و خوب می دونی و خدایی نکرده اگر من نظری در مورد نوشته هات بدم خلاف ادب هست . اما اگر جسارت نباشه به شخصیت شما ، نوشتت به دلمون نشست ، خداوند هست ، نزدیک تر از هر چیز و در خودمان ، کافی است اسشمامش کنیم و عطرش رو در رگ هایمان جاری کنیم ، تا وجودمان خدایی شود . در مورد موسیقی بلاگت هم ،‌فوق العاده بود ، بی آنکه بخوام با کلمات بازی کنم تا کامنتی گذاشته باشم ، موسیقیت با پستت سینک بود و دل می برد . البته امیدوارم جسارت ما رو مورد عفو خودت قرار بدیو ما رو به سخره نگیری ! امیرجان! ، موسیقی بلاگت خیلی چیزا رو تازه کرد ، افسوس که نمی توان نوشت و بر زبان آورد . دل بند زده ی ما رو از تو ، از هم گشود . پیروز باشی . [گل]